بازگشت نیم میلیون بشکه نفت پنهان

بازگشت نیم میلیون بشکه نفت پنهان

شنبه, 28 دسامبر, 2019 - 14:15
وائل مهدی
روزنامه نگار حوزه نفت روزنامه "الشرق الاوسط" 

به عنوان مقدمه، هنوز بیشتر مردم برمنطقه میان سعودی و کویت نام منطقه بی‌طرف می‌گذارند به جای استفاده از نام رسمی و حقوقی کنونی آن که همان منطقه تقسیم شده باشد؛ شاید دلیل این هم عادت ذهنی باشد که هر منطقه مشترک میان دو کشور لابد باید بی طرف باشد حتی اگر میان آن دو تقسیم شده باشد.

این منطقه یکی از پیچیده‌ترین مناطق تولید نفت در منطقه خلیج عربی است چرا که منطقه‌ای جغرافیایی تابع دو کشور است و به گونه‌ای تقسیم شده که به هر دو کشور اجازه می‌دهد حقوق حاکمیتی خود را اعمال کند با تقسیم مساوی ثروت هیدروکربنی موجود درآن... و برای آنکه بفهمیم چه اتفاقاتی در این منطقه افتاد که منجر به توقف کامل تولید نفت درآن شد، باید بخشی از تاریخ را مرور کنیم.

در دهه بیست قرن پیش، میان سعودی و کویت توافق شد منطقه بی طرفی به مساحت پنج هزار کیلومتر مربع تأسیس شود تا بدویان دو کشور از آن به عنوان چراگاه استفاده کنند. سال 1960 این دو کشور متفق القول شدند که باید منطقه تقسیم شود و مرزها ترسیم. هردو طرف در سال 1965 تفاهمنامه تقسیم را امضا کردند، اما یک سال پس از آن اجرایی شد. و پس از اکتشاف نفت در منطقه در دهه سی، شرکت‌های خارجی تلاش‌ کردند در منطقه بی طرف به اکتشاف بپردازند و در حد فاصل سال‌های 1948 تا 1949 دو کشور امتیاز حفاری و توسعه را به شرکت‌های خارجی دادند. شرکت جی تی اویل که میلیونر امریکایی جان پل جیتی آن را تأسیس کرده بود، درسال 1949 موفق به کسب امتیاز منطقه بی طرف سعودی به مدت 60 سال شد که درآن زمان 30 میلیون دلار هزینه برای آن شرکت داشت. اما وقتی در سال 1953 نفت کشف شد و شرکتش شروع به تولید 16 میلیون بشکه در سال کرد، آن میلیون‌ها میلیاردها دلار به سمت او برگرداند. جیتی پس از آن وارد جهان میلیاردرها شد. در سال 1957 مجله فورچون او را به عنوان ثروتمندترین مرد امریکایی و تنها میلیارد معرفی کرد.

در همان سال 1957 سعودی امتیاز مدیریت بخش دریایی(منطقه مدفون) از منطقه تقسیم شده را به شرکت روغن عربی که در مالکیت ژاپن بود، داد و کویت همان امتیاز در همان منطقه را به همان شرکت داد. امتیاز در سال 2000 به پایان رسید و هیچ کدام از طرفین علاقه‌ای به تجدید آن نشان ندادند.

وقتی موج ملی‌سازی شرکت‌های نفت در منطقه راه افتاد، کویت تصمیم گرفت به هیچ شرکت خارجی اجازه تولید مستقم نفت را ندهد و امتیازها تمام شدند. اما سعودی به امتیاز جیتی پایان نداد و این شرکت همچنان به تولید نفت در منطقه بیابانی ادامه داد تا اینکه شرکت تکساکو درسال 1984 آن را خرید. دو شرکت تکساکو و شفرون در سال 2001 با هم ادغام شدند. اینجا بود که شفرون وارد صحنه شد. و تا به امروز هنوز برخی تابلوهای منطقه الوفره نام و نشانه‌های تکساکو را دارند تا گواهی باشند بر حضور آن شرکت کهنه‌کار درآنجا.

مهم اینکه امتیازی که شفرون داشت در سال2009 به پایان رسید و ازسوی سعودی تا سال 2039 تمدید شد. در ابتدا مسائل به طور طبیعی به پیش می‌رفت جز اینکه کویت در حدفاصل سال ‌های 2003 و 2005 به حضور شفرون در الزور(بندر سعود) اعتراض کرد به این دلیل که کویت تمایل داشت پالایشگاه بزرگی در منطقه الزور بسازد. با وساطت سعودی این مسئله حل شد تا اینکه درسال 2014 وقتی که مسائل شکل متفاوتی به خود گرفتند تا جایی که کویت به نیروی شاغل و تجهیزات شفرون اجازه ورود نداد و شرکت در می سال 2015 تولید را متوقف ساخت. چند ماه پیش ازآن تولید نفت در منطقه الخفجی به دلایل زیست محیطی متوقف شده بود. اینگونه بود که پمپاژ 500هزار بشکه به بازارهای جهانی متوقف شد(300هزار از الخفجی و 200هزار از الوفره).

اوضاع برهمین منوال ادامه یافت تا اینکه روز سه شنبه 24 دسامبرکنونی وقتی که وزیر انرژی سعودی شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان با طرف کویتی یادداشت تفاهم و توافق دیگری مربوط به منطقه تقسیم شده امضا کرد. جزئیات زیادی دراین باره اعلام نشد جز اینکه رسانه‌های کویتی بخشی از جزئیات را منتشر کردند از جمله اینکه شفرون دفترش را از الزور(بندر سعودی) منتقل کند تا اینکه ارزش شفرون درآنجا توسط طرف سوم ارزش‌گذاری بشود و طی پنج سال غرامت‌های آن پرداخت شوند.

اینگونه بود که الزور به طور کامل به کویت برگشت و دارای حاکمیت کامل آن بر منطقه شمالی از منطقه تقسیم شده، شد که حوزه نفتی الوفره درآن قراردارد. به نظر می‌رسد در مدیریت الخفجی چیزی تغییرنکرد جز اینکه شفرون حالا به امتیاز طولانی‌تری دست یافت که تا سال 2046 ادامه می‌یابد و اکنون مدیریت شش مایل دریایی منطقه مدفون را به دست می‌گیرد در حالی که آرامکو خارج از آن شش مایل دریایی را اداره خواهد کرد.

این توافق به این معناست که شفرون قوی‌تر از گذشته حضور می‌یابد و چاه‌های زمینی الوفره و دریایی الخفجی را مدیریت می‌کند. اما روشن نیست که کویت به دلیل توقف تولید در پنج سال به شفرون باید خسارت بپردازد.

همه این جزئیات به نظرمی‌رسد برای ما چندان اهمیتی ندارند آن قدر که همه به توافق رسیدند و شروع کردند به کار مشترک به شکل مثبت نگاه کنند. به خصوص که همه به تکنولوژی تزریق گاز شرکت شفرون با هدف افزایش تولید در حوزه نفتی الوفره به مقدار 100هزار بشکه اضافی در روز نیازدارند تا به 300 هزار بشکه در روز برسد. این پروژه که شفرون از سال‌ها پیش آغاز کرده بود با تعطیلی الوفره به پایان رسید و شفرون تقریبا به نقطه شروع برگشت و این به معنای تأخیر چند ساله درطرح است.

تمایلاتی برای از سرگیری تولید وجود دارد و به گفته وزیر انرژی سعودی منطقه تقسیم شده پیش از پایان سال آینده 320 هزار بشکه در روز تولید خواهد کرد. و مهم‌تر از آن شتاب برای توسعه حوزه الدره است که در مرزآبی مشترک میان سعودی و کویت و ایران قرار دارد. توسعه این حوزه سود فراوانی برای اقتصاد کویت و سعودی دارد با توجه به حجم بالای پیش بینی شده درآن که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی کویت سهیم شود و با کاهش سوزاندن میعانات برای تولید برق در دو کشور منافع زیست محیطی بیشتری دارد.

روز سه شنبه، صفحه جدیدی درتاریخ نفتی میان دو کشور گشوده شد و گواهی برای جهان که آنها توان مدیریت اختلافات خود را دارند. امیدوارم همه در کویت به جنبه‌های مثبت توافق نگاه کنند و توقف تولید در سال‌های گذشته را فراموش کنند چرا که آنچه اهمیت دارد ادامه همکاری درآینده است.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای