برتراندو بیزنسینو
TT

افق‌های رسیدن به اقدامات منطقه‌ای درخاورمیانه

در زمانی که مذاکرات وین در خصوص برنامه هسته‌ای ایران پس از یک وقفه 5 ماهه ازسرگرفته می‌شود، شایسته است درباره امکان رسیدن به «اقدامات» منطقه‌ای که بتوانند ضامن آرام کردن تنش‌ها در منطقه استراتژیک خاورمیانه بشوند، پرسش پیش کشیده ‌شود.
البته هرگونه پیشگویی درباره اینکه مذاکرات به چه نتیجه‌ای منجرمی‌شوند اندکی غرورآمیز است. درحالی که این مسئله مانع از پیش کشیدن مجموعه‌ای از ملاحظات درباره پیش‌بینی‌ها و آمادگی اطراف شرکت کننده در مذاکرات نمی‌شود.
اول اینکه، می‌توان اشاره کرد دولت رئیس جمهوری(امریکا جو) بایدن تمایل دارد به توافقی برسد که بتواند مخاطرات گسترش سلاح هسته‌ای را کاهش دهد. اما، در عین حال عزم جزم کرده دغدغه‌ها و نگرانی‌های مشروع متحدانش در منطقه و مشخصاً کشورهای خلیج و اسرائیل را مد نظر داشته باشد. می‌توان این نگرانی‌ها را علاوه بر برنامه‌ای هسته‌ای ایران در توسعه برنامه موشک‌های بالستیک و تولید و ساخت پهپادهایی که متحدان تهران از آنها علیه پادشاهی عربی سعودی استفاده می‌کنند همچنین گسترش نفوذ ایران به شماری از کشورهای عربی در منطقه خلاصه کرد؛ خواه درعراق، سوریه، لبنان یا یمن باشد. و هدف واشنگتن-همچنین کشورهای اروپایی- حفظ توافق هسته‌ای است اگر امکان داشته باشد و رسیدن به شکلی از همزیستی با تهران است که می‌تواند به متحدان آنها درخاورمیانه اطمینان ببخشد.
اما مشکل در این نهفته است که امروز مشخص نیست ایران آمادگی دادن امتیازهای لازم برای رسیدن به توافق را داشته باشد. و ما این را در مسئله مربوط به یمن می‌بینیم به طوری که تماس‌های سعودی-ایرانی تا به امروز به نتایج مثبت نرسیده و به نظرنمی‌رسد ایران تصمیم داشته باشد برگه فشاری را که با حمایت چندجانبه خود از حوثی‌ها در دست دارد کنار بگذارد.
حقیقت امر اینکه طرف ایرانی براین باور است که ایالات متحده درموضع ضعف قراردارد و درصدد جدا شدن از خاورمیانه است درحالی که چین قدرت درحال صعود است. و به موازات آن؛ روسیه درحال تقویت نقش خود در منطقه است. به همین دلیل، تهران به سمت امضای «توافق‌های استراتژیک» با این دوکشور روی آورده است؛ که «جزئیات آنها دقیقاً مشخص نیست» و اطمینان دارد شریک بهتر را در رقابت کنونی امریکایی-چینی انتخاب کرده است. و نتیجه آن همانگونه که می‌بینیم، ایران دیگر آمادگی امضای توافق با ایالات متحده یا کشورهای غربی را ندارد. اما باید اشاره کرد که چین و روسیه متحدان آرمانی نیستند که تهران آرزوی آنها را دارد؛ چرا که پکن در درجه اول به تضمین جریان انرژی مورد نیاز خود اهمیت می‌دهد درحالی که روابط روسی-ایرانی با وجود اهمیت‌شان همچنان درابهام می‌مانند و دلیل آن اتفاقاتی است که در سوریه می‌افتد. به همین دلیل؛ می‌توان گفت، طرف ایرانی از توهمات فوایدی که ممکن است از طریق مشارکت استراتژیک با پکن و مسکو به دست‌آورد تغذیه می‌کند.
در مقابل، می‌توان دید کشورهای خلیجی که تمایل واشنگتن به کاهش تعهدات خود در منطقه را مدنظر دارند، و در نتیجه آن تلاش می‌کنند تضمین‌های بیشتری در جایی دیگر مهیا سازد. می‌توان عادی سازی روابط بین امارات متحده عربی و بحرین از یک طرف و اسرائیل از طرف دیگر و امضای توافق همکاری نظامی بین پادشاهی عربی سعودی و روسیه علاوه بر همکاری در بخش نفت بین دوطرف را در این راستا دید. در همین راستا، تمایل کشورهای خلیج برای تقویت روابط با کشورهای اروپایی را گنجاند همچنانکه سفر این هفته رئیس جمهوری فرانسه ایمانوئل مکرون به کشورهای خلیج و سفر قریب‌الوقوع نخست وزیر بریتانیا به منطقه منعکس کننده همین وضعیت است.
به نظرمی‌رسد نتیجه همه این تحولات این است که اگر تمایل به ایجاد اقدامات منطقه‌ای آرام ساختن درگیری‌های خاورمیانه در شماری از پایتخت‌ها وجود داشته باشد، درمقابل موفقیت مذاکرات وین به دلیل مواضع با فاصله و متفاوت ایرانی‌ها و غربی‌ها تضمین شده نیست. درحالی که شکست مذاکرات به معنای این است که نباید وقوع درگیری‌ها را دور دانست... ایالات متحده و کشورهای اروپایی و اسرائیل به هیچ وجه اجازه نمی‌دهند ایران به سلاح هسته‌ای دست‌یابد و از تهران می‌خواهند سیاست همکارانه بیشتر را در پیش گیرد. به همین دلیل، امکان دارد در عدم رسیدن به توافق هسته‌ای وضعیت خاورمیانه همچنان پرتنش و خطرناک خواهد ماند. و توپ حقیقتاً امروز در زمین ایران است که گروه «5+1» و کشورهای خلیج از تهران می‌‌خواهند رفتارهایش عاقلانه‌تر باشد. اما این مسئله‌ای قطعی نیست.
*سفیر سابق فرانسوی و کارشناس امور خاورمیانه