تنگه هرمز گشوده شده و ایران رفتار خود را در آن همچون یک ژاندارم آغاز کرده است؛ بر رفتوآمد کشتیها کنترل اعمال میکند و از دریافت عوارض سخن میگوید. در مقابل، کاخ سفید این موضوع را رد کرده و تأکید دارد که هیچ عوارضی در کار نیست و ایران نیز به چنین چیزی متعهد شده است. همزمان نیز تهدید میکند که ناوهای جنگی آمریکا که در نزدیکی خلیج مستقر هستند، دوباره به منطقه بازخواهند گشت.
به نظر میرسد یکی از دو طرف حقیقت را نمیگوید، یا اینکه با ابهامی روبهرو هستیم که ناشی از برداشتهای متفاوت از توافق است.
حتی اگر ایران یک دلار هم از محل دریافت عوارض درآمد نداشته باشد، تسلط آن بر تنگه هرمز، اختیارات سیاسی بسیار خطرناکی در اختیارش قرار میدهد. هدف نهایی تهران، کنترل خلیج از طریق قرار دادن خود در جایگاه مرجع تصمیمگیری برای اجازه یا جلوگیری از عبور نفتکشهاست. این امر در مرحله بعد به آن معنا خواهد بود که همه کشورهای منطقه، و نیز کشورهای واردکننده نفت در جهان، ناچار خواهند شد از تصمیم افسران نیروی دریایی ایران درباره اجازه عبور یا ایجاد اخلال گزینشی در عبور کشتیها تبعیت کنند.
این مسئله زمانی آشکار خواهد شد که ایران با یکی از کشورهای خلیج اختلاف پیدا کند؛ در آن صورت خواهد کوشید با بهانههای مختلف مانع صادرات آن کشور شود. همچنین تهران با سختگیری بر محمولههای عبوری، کشورهای واردکننده اروپایی یا آسیایی را نیز مجازات خواهد کرد. ایران از تنگه هرمز بهعنوان ابزاری برای تحمیل سیاستهای خود بر کشورهای خلیج استفاده خواهد کرد و هر زمان که بخواهد آنان را تنبیه خواهد نمود. افزون بر این، ایران از کشتیهای عبوری باجهایی مطالبه خواهد کرد که بهطور رسمی اعلام نخواهد شد. این همان رفتاری است که تهران طی دههها به آن شناخته شده است؛ افرادی از تابعیت کشورهایی را که با آن اختلاف دارند، در خیابان میرباید و با اتهامهای ساختگی محاکمه میکند تا دولتهایشان را برای امتیاز دادن تحت فشار قرار دهد. همین شیوه را نیز از طریق شبهنظامیان وابسته به خود در عراق و لبنان به کار گرفته است.
وقتی معاون رئیسجمهوری آمریکا، ونس، و همچنین وزیر خارجه، روبیو، میگویند که ایران متعهد شده برای عبور از تنگه عوارضی وضع نکند، ممکن است این سخن درست باشد؛ اما این موضوع، قصد ایران برای اعمال کنترل کامل بر تنگه را، بدون آنکه بلیت عبور در برابر دریافت پول بفروشد، نفی نمیکند.
سلطه سیاسی بسیار خطرناکتر از باجگیری مالی است. اعلام سلطنت عمان درباره ایجاد یک گذرگاه موازی نیز در واقع آزمونی برای رهبری ایران بود. اما به احتمال زیاد، تا زمانی که نیروی بازدارنده نظامی از آن حمایت نکند، این طرح توان پایداری نخواهد داشت.
نزاع بر سر گشودن تنگه، آینده خلیج را رقم خواهد زد. آیا کشورهای خلیج و دیگر کشورهایی که از این وضعیت آسیب میبینند، به اندازه کافی برای بسیج افکار عمومی جهان تلاش میکنند تا از لغزش اوضاع به سوی وضعیتی ژئوپلیتیکی که امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد و صادرات نفت را برای سالهای آینده تهدید میکند، جلوگیری شود؟
بسته شدن تنگه هرمز همان عاملی بود که ترامپ را به سوی مذاکره و امضای شتابزده یادداشت تفاهم در ژنو سوق داد، نه حملات موشکی و پهپادی ایران. ایران، همانگونه که ترامپ گفت، جنگ نظامی را باخته بود، اما توان تحمل خسارتها را داشت تا زمان مناسب برای مذاکره فرا برسد.
انگیزههای واقعی امتیازهایی که در ژنو داده شد چه بود؟ ترامپ حقیقت را بیان کرد؛ او از پیامدهای اقتصادی، نشانههای تورم و افزایش قیمت بنزین ابراز نگرانی کرد. ذخایر راهبردی نفت آمریکا که زمانی ۴۱۵ میلیون بشکه بود و مهمترین خط دفاع انرژی این کشور به شمار میرفت، به کمتر از ۲۰ درصد کاهش یافته است؛ پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ تاکنون. رئیسجمهوری آمریکا ناچار بود تصمیم بگیرد: یا با به خطر انداختن باقیمانده دوران ریاستجمهوری خود و آینده انتخاباتی حزبش در انتخابات نوامبر آینده، جنگ را ادامه دهد، یا با شتاب با قالیباف، فرستاده رهبری جدید ایران، به توافق برسد.
این شتاب آمریکا برای دستیابی به توافق، از سوی تهران بهخوبی درک شد و ایران نیز در پاسخ، مجموعهای از شروط را مطرح کرد که از جمله آنها مدیریت تنگه هرمز بود. در همان زمان، تیم ترامپ تمرکز خود را بر بند مربوط به برنامه هستهای گذاشت و دولت آمریکا آن را، صرفنظر از هزینه سایر امتیازها، در اولویت قرار داد.
باید یادآور شد که طرح آمریکا برای مقابله با اقدام احتمالی ایران در بستن تنگه، مؤثر بود و در وادار کردن تهران به مذاکره نقش داشت. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، که برای قدردانی از میانجیگری پاکستان به آن کشور سفر کرده بود، تصریح کرد که اگر مذاکرات انجام نمیشد، کشورش در آستانه سقوط به ورطهای خطرناک قرار داشت.
تیم واشنگتن مذاکرات را در اسلامآباد با خواستههایی چون جلوگیری از برنامه هستهای، تحویل اورانیوم غنیشده، بازگشایی تنگه، پایان دادن به شبهنظامیان وابسته به حکومت ایران آغاز کرد؛ اما از ژنو در حالی خارج شد که یادداشت تفاهمی را امضا کرده بود که بر اساس آن، آمریکا متعهد میشد از هرگونه حمله به ایران و متحدش «حزبالله» جلوگیری کند، دسترسی تهران به داراییهای بلوکهشدهاش را فراهم سازد و حتی یک صندوق امدادرسانی ایجاد کند!
در حالی که حکومت ایران تا اوایل ماه گذشته زیر آوار بحرانها قرار داشت، چه اتفاقی رخ داد؟ ونس درباره این امتیازها گفت که هدف از آنها «اعتمادسازی» است و توافق نهایی با مجموعهای از امتیازهای متقابل ایران، آمریکا و کشورهای منطقه، به شکلی متوازن شکل خواهد گرفت.
اما از زمان توافق ژنو، طرف ایرانی با اعتمادبهنفسی نگرانکننده رفتار میکند. تهران فشارها و تهدیدهای خود را ادامه داده و در برابر امتیازهای آمریکا، هیچ امتیاز ملموسی نداده است. حتی بازگشایی تنگه را نیز مشروط به آن کرده که کشتیها حق ایران را برای بازخواست، ارائه اطلاعات و انتظار برای دریافت مجوز عبور به رسمیت بشناسند. این نه یک امتیاز، بلکه پایهگذاری قواعدی تازه برای اعمال کنترل ایران بر تنگه است.
TT
واگذاری «هرمز» به ایران و کشورهای خلیج
مقالات بیشتر دیدگاه
لم تشترك بعد
انشئ حساباً خاصاً بك لتحصل على أخبار مخصصة لك ولتتمتع بخاصية حفظ المقالات وتتلقى نشراتنا البريدية المتنوعة