تمام جهان در تلاشهای خود برای مهار نظام ایران طی دهههای گذشته اشتباه کرد. ایالات متحده نیز با دولتهای مختلفش ـ دموکرات و جمهوریخواه ـ در این تصور اشتباه کرد که میتوان از این نظام بهره برد و برخی تحریمها میتوانند هدف کاهش آسیب را محقق کنند. اروپا نیز زمانی اشتباه کرد که تصور کرد بهرهمندی شرکتهای اروپایی از ایران، احزاب را به سوی کسب آرایی سوق خواهد داد که شانس پیروزی آنها را افزایش دهد. چین، روسیه و هند نیز زمانی اشتباه کردند که گمان بردند با ائتلاف با نظام ایران، به نظامی کمک میکنند که برای آنها منطقهای حائل ایجاد میکند و مانع از رسیدن نفوذ آمریکا به دو سوی خلیج میشود. ما نیز در کشورهای خلیج تصور کردیم که میتوان خطرات نظام ایران را مهار و به آن کمک کرد و اینکه میتوان از طرح توسعهطلبانه آن عبور کرد؛ اما نتیجه برای همه معکوس از آب درآمد.
نتیجه آن بود که سکوت در برابر نظام ایران به رسیدن آن به دریای مدیترانه انجامید؛ خط نفوذی که از تهران آغاز میشد و از بغداد و طرطوس و بندر بیروت در شمال میگذشت. همچنین این نفوذ از طریق «الحدیده» در جنوب یمن به دریای سرخ رسید. به جای آنکه هزینه رویارویی با این نظام دههها پیش پرداخت شود، زمانی که خطر آن هنوز به این مناطق نرسیده بود، گذاشته شد تا به این مرحله برسد؛ نتیجه این تعلل آن شد که نظام ایران گلوی دو گذرگاه آبی مهم جهان را فشرد و مانع انتقال انرژی از آنها و ورود مواد غذایی و دارو شد. در نتیجه، اکنون کشورها ناچارند برای تأمین امنیت کشتیهای خود که از دریای سرخ عبور میکنند، اقدام کنند. این نتیجه به تعویق انداختن تصمیم است: هزینه دوچندان شده و هرچه جهان در تأمین امنیت این مسیرها و گذرگاههای دریایی و پایان دادن به این گروه خارج از قانون تردید بیشتری کند، این هزینه بیشتر خواهد شد. جهان گزینه دیگری جز این ندارد.
جهان اکنون با یک بحران اقتصادی روبهروست؛ زیرا زنجیرههای تأمین در گرو «سپاه پاسداران» و حوثیها قرار گرفتهاند، پس از آنکه این دو طرف گلوی دو گذرگاه آبی مهم را که بیش از یکپنجم تجارت جهانی از آنها عبور میکند، فشردهاند. «سپاه پاسداران» دیگر برای مردم ایران، امنیت آنها و حقوقشان اهمیتی قائل نیست و حتی به رعایت ابتداییترین عرفهای بینالمللی نیز پایبند نیست، بلکه با خونسردی دست به کشتار این مردم میزند. واکنش آن به گزارش سازمان عفو بینالملل که کشتهشدن ۵۶ کودک در اعتراضات اخیر را ثابت میکند، این بود که گفت اینها اقدامات فردی بوده است! همچنین کشتهشدن ۳۷۷ معترض را «اشتباهی ناخواسته» خواند! و مرگ ۷۵۰ کشته در استانها را که «سازمان مجاهدین خلق» اسامی آنها را ثبت کرده، انکار کرد ــ ارقامی که شمار کلی قربانیان را نشان نمیدهد ــ و نظام از ژانویه تا ژوئیه امسال ۹۰۱ نفر را اعدام کرده است؛ آماری که «مرکز حقوق بشری عبدالرحمن برومند» ثبت کرده است.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان «حقوق بشر ایران»، در گفتوگو با «خبرگزاری فرانسه» هدف این کشتارها را توضیح میدهد و میگوید: «همه احکام اعدام، صرفنظر از اتهامات، هدف داخلی روشنی دارند که عبارت است از ایجاد هراس و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات جدید.» او میافزاید: «ما عمیقاً نگران تشدید این روند در ماههای آینده هستیم.»
البته این ارقام فقط مربوط به ماههای اخیر است و قربانیان کشته، آواره و مجروح این نظام در لبنان، عراق، یمن و سوریه و کشورهای خلیج را شامل نمیشود؛ همچنین قربانیانی را که از زمان به قدرت رسیدن این نظام داشته، دربرنمیگیرد، زیرا در این صورت شمار قربانیان از هزاران نفر فراتر خواهد رفت.
در اینجا میگوییم که همه کشورها باید به این عبثکاری که دامنه آن اکنون تمام جهان را دربر گرفته و اقتصاد آن را در معرض خطری بزرگ قرار داده است، پایان دهند.
TT
چگونه جهان اقتصاد خود را نجات دهد؟
مقالات بیشتر دیدگاه
لم تشترك بعد
انشئ حساباً خاصاً بك لتحصل على أخبار مخصصة لك ولتتمتع بخاصية حفظ المقالات وتتلقى نشراتنا البريدية المتنوعة